シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 3087› 対句 2 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۰۸۷
- نمیشناسی باشد که خار گل باشد اگر چه می خلدت عاقبت کند یاری
G3087:2
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 اگر تو همره بلبل ز بهر گلزاری·تو خار را همه گل بین چو بهر گل زاری
- 2 نمیشناسی باشد که خار گل باشد·اگر چه می خلدت عاقبت کند یاری
- 3 درون خار گلست و برون خار گلست·به احتیاط نگر تا سر کی میخاری
- 4 چه احتیاط مرا عقل و احتیاط نماند·تو احتیاط کن آخر که مرد هشیاری
- 5 غلط تو هم نتوانی نگاه داشت مرا·عجب ز شمع تو پروانه را نگه داری
- 6 خوشست تلخی دارو و سیلی استاد·غنیمتست ز یار وفا جفاکاری
- 7 به دست دلبر اگر عاشقی زبون باشد·ز عشق و عقل ویست آن نه از سبکساری
- 8 به غیر ناز و جفا هر چه میکند معشوق·مباش ایمن کان فتنه است و طراری
- 9 زبون و دستخوش و عشوه می خوریم ای عشق·اگر دروغ فروشی و گر محال آری
- 10 دروغ و عشوه و صدق و محال او حالست·ولیک غیر نبیند به چشم اغیاری
ganjoor: sh3087 · public domain