シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 3098 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۰۹۸

  1. بیا که روز عزیزست مجلسی برساز ولی چو دوش مکن کز میان برون جستی

G3098:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ترش ترش بنشستی بهانه دربستی·که ندهم آبت زیرا که کوزه بشکستی
  2. 2 هزار کوزه زرین به جای آن بدهم·مگیر سخت مرا ز آنچ رفت در مستی
  3. 3 تو را که آب حیاتی چه کم شود کوزه·چه حاجت آید جان و جهان چو تو هستی
  4. 4 بیا که روز عزیزست مجلسی برساز·ولی چو دوش مکن کز میان برون جستی
  5. 5 پریر رفتم سرمست تو به خانه عشق·به خنده گفت بیا کز زحیر وارستی
  6. 6 هزار جان بفزودی اگر دلی بردی·هزار مرهم دادی اگر تنی خستی
  7. 7 چرا نگیرم پایت که تاج سرهایی·چرا نبوسم دستت که صاحب دستی
  8. 8 دلا میی بستان کز خمارها برهی·چنین بتی بپرست ای صنم چو بپرستی
  9. 9 برو دلا به سعادت به سوی عالم دل·به شکر آنک به اقبال و بخت پیوستی
  10. 10 خموش باش اگر چه که جمله سیمبران·به آب زر بنویسند هر چه گفتستی
  11. 11 ضیای حق و امام الهدی حسام الدین·مجیر خلق به بالای روح از این پستی

ganjoor: sh3098 · public domain