シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 3113› 対句 3 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۱۱۳
- چو گشاده دستم، چو ز باده مستم بده ای برادر قدح فقیری
G3113:3
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 نه ز عاقلانم که ز من بگیری·خردم تو بردی، چه ز من بگیری؟!
- 2 نخرم فلک را، بدو حسبه والله·من اگر حقیرم، نکنم حقیری
- 3 چو گشاده دستم، چو ز باده مستم·بده ای برادر قدح فقیری
- 4 نه حیات خواهم، نه زکات خواهم·که اگر بمیرم، نکنم امیری
- 5 چو تو عقل داری، بگریز از من·هله دور از من، مکن این دلیری
- 6 وگر آشنایی، تو دو چشم مایی·کنمت غلامی، اگرم پذیری
- 7 چه شود محمد! که شبی نخسبی؟!·طرب اندر آیی نکنی زحیری؟!
- 8 تو بیار ساقی! ز شراب باقی·که لطیف خویی، و شه شهیری
- 9 ز جفای مستان، نروی ز دستان·که لطیف کیشی، نه چو زخم تیری
ganjoor: sh3113 · public domain