シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 3119 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۱۱۹

  1. از آن سوی پرده چه شهری شگرفست که عالم از آن جاست یک ارمغانی

G3119:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 نشانت کی جوید که تو بی‌نشانی·مکانت کی یابد که تو بی‌مکانی
  2. 2 چه صورت کنیمت که صورت نبندی·که کفست صورت به بحر معانی
  3. 3 از آن سوی پرده چه شهری شگرفست·که عالم از آن جاست یک ارمغانی
  4. 4 به نو نو هلالی به نو نو خیالی·رسد تا نماند حقیقت نهانی
  5. 5 گدارو مباش و مزن هر دری را·که هر چیز را که بجویی تو آنی
  6. 6 دلا خیمه خود بر این آسمان زن·مگو که نتانم بلی می‌توانی
  7. 7 مددهای جانت همه ز آسمانست·از آن سو رسیدی همان سوی روانی
  8. 8 گمان‌های ناخوش برد بر تو دل‌ها·نداند که تو حاضر هر گمانی
  9. 9 به چه عذر آید چه روپوش دارد·که تو نانبشته غرض را بخوانی
  10. 10 خنک آن زمانی که ساقی تو باشی·بریزی تو بر ما قدح‌های جانی
  11. 11 ز سر گیرد این دل عروج منازل·ز سر گیرد این تن مزاج جوانی
  12. 12 خنک آن زمانی که هر پاره ما·به رقص اندرآید که ربی سقانی
  13. 13 گرانی نماند در آن جا و غیری·که گیرد سر مست از می گرانی
  14. 14 به گفت اندرآیند اجزای خامش·چنان که تو ناطق در آن خیره مانی
  15. 15 چه‌ها می‌کند مادر نفس کلی·که تا بی‌لسانی بیابد لسانی
  16. 16 ایا نفس کلی به هر دم کیاست·کیت می‌فرستد به رسم نهانی
  17. 17 مگو عقل کلی که آن عقل کل را·به هر دم کسی می‌کند مستعانی
  18. 18 که آن عقل کلی شود جهل کلی·گر آبی نیاید ز بحر عیانی

ganjoor: sh3119 · public domain