シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 3125 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۱۲۵

  1. بدادم به تو دل مرا تو به از دل سپارم به تو جان که جان را تو جانی

G3125:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 بتا گر مرا تو ببینی ندانی·به جان لاله زارم به رخ زعفرانی
  2. 2 بدادم به تو دل مرا تو به از دل·سپارم به تو جان که جان را تو جانی
  3. 3 هزاران نشان بد ز آه و ز اشکم·کنون رفت کارم گذشت از نشانی
  4. 4 تو شاه عظیمی که در دل مقیمی·تو آب حیاتی که در تن روانی
  5. 5 تو هم غیب بینی تو هم نازنینی·نگفتند هرگز تو را لن ترانی
  6. 6 چو سرجوش کردی چه روپوش کردی·تو روپوش می‌کن که پنهان نمانی
  7. 7 زهی تلخ مرگی چو بی‌تو زید جان·چو پیش تو میرم زهی زندگانی
  8. 8 از این جان ظاهر به جان آمدم من·کز این جان ظاهر شود جان نهانی
  9. 9 میان دو جان مانده بودیم حیران·که می‌گفت اینی که می‌گفت آنی
  10. 10 یکی جان جنت یکی جان دوزخ·یکی جان ظلمت یکی جان عیانی
  11. 11 چه جنت چه دوزخ توی شاه برزخ·بخوانی بخوانی برانی برانی

ganjoor: sh3125 · public domain