シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 3145 対句 8 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۱۴۵

  1. شهرها از سپاه من ویران تو چه باشی؟ شکسته دیواری

G3145:8

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 آوخ آوخ چو من وفاداری·در تمنای چون تو خون‌خواری
  2. 2 آوخ آوخ طبیب خون‌ریزی·بر سر زار زار بیماری
  3. 3 آن جفاها که کرده‌ای با من·نکند هیچ یار با یاری
  4. 4 گفتمش «قصد خون من داری·بی خطا و گناه» گفت «آری»
  5. 5 عشق جز بی‌گناه می‌نکشد·نکشد عشق او گنه‌کاری
  6. 6 هر زمان گلشنی همی‌سوزم·تو چه باشی به پیش من؟ خاری
  7. 7 بشکستم هزار چنگ طرب·تو چه باشی به چنگ من؟ تاری
  8. 8 شهرها از سپاه من ویران·تو چه باشی؟ شکسته دیواری
  9. 9 گفتمش از کمینه بازی تو·جان نبرده‌ست هیچ عیّاری
  10. 10 ای ز هر تار موی طره تو·سرنگون‌سار بسته طرّاری
  11. 11 گر ببازم وگر نه زین شه‌رخ·ماتم و مات مات من باری
  12. 12 آن که نخرید و آن که او بخرید·شد پشیمان غریب بازاری
  13. 13 و آن که بخرید گوید آن همه را·کاش من بودمی خریداری
  14. 14 و آن که نخرید دست می‌خاید·ناامید و فتاده و خواری
  15. 15 فرع بگرفته اصل افکنده·جان بداده گرفته مرداری
  16. 16 پا بریده به عشق نعلینی·سر بداده به عشق دستاری
  17. 17 با چنین مشتری کند صرفه·از چنین باده مانده هشیاری
  18. 18 خر علف‌زار تن گزید و بماند·خر مردار در علف زاری

ganjoor: sh3145 · public domain