シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 3147› 対句 9 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۱۴۷
- گه کلیدست گفت و گه قفلست گاه از او روشنیم و گه تاری
G3147:9
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 ساقیا ساقیا روا داری·که رود روز ما به هشیاری
- 2 گر بریزی تو نقلها در پیش·عقلها را ز پیش برداری
- 3 عوض باده نکته میگویی·تا بری وقت ما به طراری
- 4 درد دل را اگر نمیبینی·بشنو از چنگ ناله و زاری
- 5 ناله نای و چنگ حال دلست·حال دل را تو بین که دلداری
- 6 دست بر حرف بیدلی چه نهی·حرف را در میان چه میآری
- 7 طوق گردن توی و حلقهٔ گوش·گردن و گوش را چه میخاری
- 8 گفته را دانههای دام مساز·که ز گفتهست این گرفتاری
- 9 گه کلیدست گفت و گه قفلست·گاه از او روشنیم و گه تاری
- 10 گفت بادست گر در او بوییست·هدیه تو بود که گلزاری
- 11 گفت جامست گر بر او نوریست·از رخ تو بود که انواری
- 12 مشک بربند کوزهها پر شد·مشک هم میدرد ز بسیاری
ganjoor: sh3147 · public domain