シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 3148 対句 1 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۱۴۸

  1. تا شدستی امیر چوگانی ما شدستیم گوی میدانی

G3148:1

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 تا شدستی امیر چوگانی·ما شدستیم گوی میدانی
  2. 2 ما در این دور مست و بی‌خبریم·سر این دور را تو می‌دانی
  3. 3 چون به دور و تسلسل انجامد·نکته ابتر بود به ربانی
  4. 4 لیک دور و تسلسل اندر عشق·شرط هر حجتست و برهانی
  5. 5 گوش موشان خانه کی شنود·نعره بلبل گلستانی
  6. 6 چشم پیران کور کی بیند·شیوه شاهدان روحانی
  7. 7 هر کی کورست عشق می‌سازد·بهر او سرمه سپاهانی
  8. 8 هر کی پیرست هم جوان گردد·چون دهد عشق آب حیوانی
  9. 9 جمله یاران ز عشق زنده شدند·تو چنین مانده‌ای چه می‌مانی
  10. 10 خرسواری پیاده شو از خر·خر به میدان نباشد ارزانی
  11. 11 خرسواره چرا شدی شاها·خسروی وز نژاد سلطانی
  12. 12 لایق پشت خر نباشی تو·تو معود به پشت اسپانی
  13. 13 در جنود مجنده بودی·ای که اکنون تو روح انسانی
  14. 14 گفتنی‌ها بگفتمی ای جان·گر نترسیدمی ز ویرانی

ganjoor: sh3148 · public domain