シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 315 対句 9 ← 前へ

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۱۵

  1. آن سواران تیزاندیشه همه ماندند چون خران به خلاب

G315:9

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 چشم‌ها وا نمی‌شود از خواب·چشم بگشا و جمع را دریاب
  2. 2 بنگر آخر که بی‌قرار شدست·چشم در چشم خانه چون سیماب
  3. 3 گشت شب دیر و خلق افتادند·چون ستاره میانه مهتاب
  4. 4 هم سیاهی و هم سپیدی چشم·از می خواب هر دو گشت خراب
  5. 5 جمله اندیشه‌ها چو برگ بریخت·گرد بنشست بر همه اسباب
  6. 6 عقل شد گوشه‌ای و می‌گوید·عقل اگر آن تست هین دریاب
  7. 7 بنگی شب نگر که چون دادست·جمله خلق را از این بنگاب
  8. 8 چشم در عین و غین افتادست·کار بگذشت از سؤال و جواب
  9. 9 آن سواران تیزاندیشه·همه ماندند چون خران به خلاب

ganjoor: sh315 · public domain