シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 3171 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · G3171 · 15 対句
غزل شمارهٔ ۳۱۷۱
各対句のページで、その翻訳、解説、難解語を読めます。
- G3171:1 خشم مرو خواجه! پشیمان شویجمع نشین، ورنه پریشان شوی
- G3171:2 طیره مشو خیره مرو زین چمنورنه چو جغدان سوی ویران شوی
- G3171:3 گر بگریزی ز خراجات شهربارکش غول بیابان شوی
- G3171:4 گر تو ز خورشید حمل سر کشیبفسری و برف زمستان شوی
- G3171:5 روی به جنگ آر و به صف شیروارورنه چو گربه تو در انبان شوی
- G3171:6 کم خور ازین پاچهٔ گاو، ای ملکسیر چریدی، خر شیطان شوی
- G3171:7 کافر نفست چو زبون تو شدگر همه کفری همه ایمان شوی
- G3171:8 روی مکن ترش ز تلخی یارتا ز عنایت گل خندان شوی
- G3171:9 دست و دهان را چو بشویی ز حرصصاحب و همکاسهٔ سلطان شوی
- G3171:10 ای دل، یک لحظه تو دیوانه ایباز دمی خواجهٔ دیوان شوی
- G3171:11 گاه بدزدی، ره ایران زنیگاه روی شحنهٔ توران شوی
- G3171:12 گه ز (سپاهان) و حجاز) و (عراق)مطرب آن ماه خراسان شوی
- G3171:13 بوقلمونی چه شود گر چو عقلیک صفت و یک دل و یکسان شوی؟
- G3171:14 گر نکنی این همه خاموش باشتا به خموشی همگی جان شوی
- G3171:15 روی به شمس الحق تبریز کنتا ملک ملک سلیمان شوی
ganjoor: sh3171 · public domain