シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 3176› 対句 10 ← 前へ
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۱۷۶
- بس کن کین صبح مرا، دایمست نیست مرا بهر سپر آشتی
G3176:10
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 کردم با کان گهر آشتی·کردم با قرص قمر آشتی
- 2 خمرهٔ سرکه ز شکر صلح خواست·شکر که پذرفت شکر آشتی
- 3 آشتی و جنگ ز جذبهٔ حق است·نیست ز دُم، هست ز سر آشتی
- 4 رفت مسیحا به فلک ناگهان·با ملکان کرد بشر آشتی
- 5 ای فلک لطف، مسیح توم·گر بکنی بار دگر آشتی
- 6 جذبهٔ او داد عدم را وجود·کرده بدان پیه نظر آشتی
- 7 شاه مرا میل چو در آشتیست·کرد در افلاک اثر آشتی
- 8 گشت فلک دایهٔ این خاکدان·ثور و اسد آمد در آشتی
- 9 صلح درآ، این قدر آخر بدانک·کرد کنون جبر و قدر آشتی
- 10 بس کن کین صبح مرا، دایمست·نیست مرا بهر سپر آشتی
ganjoor: sh3176 · public domain