シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 3182 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۱۸۲

  1. الله مراد لی والله مریدی فرقت علی الله عتیقی و جدیدی

G3182:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 بغداد همانست که دیدی و شنیدی·رو دلبر نوجوی، چو دربند قدیدی؟!
  2. 2 زین دیک جهان یک دو سه کفگیر بخوردی·باقی، همه دیک آن مزه دارد که چشیدی
  3. 3 الله مراد لی والله مریدی·فرقت علی الله عتیقی و جدیدی
  4. 4 من فرش شدم زیر قدم‌های قضاهاش·خود را نکشد فرش ز پاکی و پلیدی
  5. 5 لا خیر ولا میر، سوی الله تعالی·فالغیبة عنه نفسا غیر سدید
  6. 6 از راحت و دردش نکشم خویش، و ندزدم·قفلی دهدم حکم حق، و گاه کلیدی
  7. 7 لا ارفع عنه بصری طرفة عین·لا امنع عن رب ظریقی و تلیدی
  8. 8 مرا هو العین و بالعین تطری·روحی، و عمادی، و عتادی، و عتیدی
  9. 9 رو خویش درانداز چو گوی، ارچه زنندت·شه را تو به میدان نه که بازیچهٔ عیدی؟!
  10. 10 این خلق چو چوگان و، زننده ملک و بس·فاعل همه او دان، به قریبی و بعیدی
  11. 11 از ناز برون آی، کزین ناز به ارزی·تو روشنی چشم حسینی، نه یزیدی
  12. 12 صالحت و بایعت مع‌العشق علی ان·یاتینی محیاه نصیری و شهیدی
  13. 13 لا اقسم بالوعد و بالصادق فیه·ان قد ملاء العشق مرادی بمریدی
  14. 14 هرجای که خشکیست درین بحر در آرید·تا تر شود و تازه و غرقاب مجیدی
  15. 15 الغصة والصحو جزاء لشحیح·والقهوة والسکر وفاق لسعید
  16. 16 العزةلله تعالی، فتعالوا·فالعز من الله نثار لعبید
  17. 17 یا خامد یا جامد یا منکر سکری·یا قایم فی‌الصورة، یا شر حسیدی
  18. 18 ارواح درین گلشن چون سرو روانند·تو همچو بنفشه به جوانی چه خمیدی؟!
  19. 19 لا حول ولا قوة الا بملیک·یجعلک ملیکا وسنا کل ولید
  20. 20 ای آهوی خوش ناف بران ناف عبر، باف·کز سوسن و از سنبل آن پار چریدی

ganjoor: sh3182 · public domain