シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 3185› 対句 3 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۱۸۵
- مرا یکدم چو ساقی کم دهد می بگیرم دامن او را به زاری
G3185:3
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 عزیزی و کریم و لطف داری·ولیکن دور شو، چون هوشیاری
- 2 نشاید عاشقان را یار هشیار·ز هشیاران نیاید هیچ یاری
- 3 مرا یکدم چو ساقی کم دهد می·بگیرم دامن او را به زاری
- 4 صراحیوار خون گریم به پیشش·بجوشم همچو می در بیقراری
- 5 که از اندیشه بیزارم، بده می·مرا تا کی به اندیشه سپاری؟!
- 6 چه حیله سازم ای ساقی؟! چه حیله؟!·که حیله آفرین و حیلهکاری
- 7 به حجت هر دمم بیرون فرستی·که بس باغیرتی و تنگ باری
- 8 برون و اندرون و جام و می نیست·ولیکن در سخن اینست جاری
- 9 قفی یا ناقتی هذا مناخ·ولا تسرین من هذاالدیار
- 10 فدیتالعشق ما احلی هواه·تقطع فی هواه اختیاری
- 11 فلا تشغلنی یا ساقی بلهو·واسکرنی بکاسات کبار
- 12 ایا بدرالتمام اطلع علینا·بحق العشق اسمع، لاتمار
- 13 وخلصنی منالدنیا واسکر·فلا ادری یمینی من یساری
ganjoor: sh3185 · public domain