シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 359 対句 5 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۵۹

  1. زهی خورشید کاین خورشید پیشش چو سیماب از خطر در اضطرابست

G359:5

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 در این جو دل چو دولاب خرابست·که هر سویی که گردد پیشش آبست
  2. 2 وگر تو پشت سوی آب داری·به پیش روت آب اندر شتابست
  3. 3 چگونه جان برد سایه ز خورشید·که جان او به دست آفتابست
  4. 4 اگر سایه کند گردن درازی·رخ خورشید آن دم در نقابست
  5. 5 زهی خورشید کاین خورشید پیشش·چو سیماب از خطر در اضطرابست
  6. 6 چو سیماب‌ست مه بر کف مفلوج·بجز یک شب دگر در انسکابست
  7. 7 به هر سی شب دو شب جمع‌ست و لاغر·دگر فرقت کشد فرقت عذابست
  8. 8 اگر چه زار گردد تازه روی‌ست·ضحوکی عاشقان را خوی و دابست
  9. 9 زید خندان بمیرد نیز خندان·که سوی بخت خندانش ایابست
  10. 10 خمش کن زانک آفات بصیرت·همیشه از سؤالست و جوابست

ganjoor: sh359 · public domain