シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 361 対句 6 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۶۱

  1. چه گویم با تو ای نقش مزور چه معنی گنجد اندر جان تنگت

G361:6

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 اگر حوا بدانستی ز رنگت·سترون ساختی خود را ز ننگت
  2. 2 سیاهی جانت ار محسوس گشتی·همه عالم شدی زنگی ز زنگت
  3. 3 تو آن ماری که سنگ از تو دریغ است·سرت را کس نکوبد جز به سنگت
  4. 4 اگر دریا درافتی ای منافق·ز زشتی کی خورد مار و نهنگت
  5. 5 مرا گویی که از معنی نظر کن·رها کن صورت نقش و پلنگت
  6. 6 چه گویم با تو ای نقش مزور·چه معنی گنجد اندر جان تنگت
  7. 7 هوای شمس تبریزی چو قدس است·تو آن خوکی که نپذیرد فرنگت

ganjoor: sh361 · public domain