シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 364 対句 7 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۶۴

  1. از باد چو بوی او بپرسیم در باد صدای چنگ و سرناست

G364:7

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 تا نقش خیال دوست با ماست·ما را همه عمر خود تماشاست
  2. 2 آن جا که وصال دوستانست·والله که میان خانه صحراست
  3. 3 وان جا که مراد دل برآید·یک خار به از هزار خرماست
  4. 4 چون بر سر کوی یار خسبیم·بالین و لحاف ما ثریاست
  5. 5 چون در سر زلف یار پیچیم·اندر شب قدر قدر ما راست
  6. 6 چون عکس جمال او بتابد·کهسار و زمین حریر و دیباست
  7. 7 از باد چو بوی او بپرسیم·در باد صدای چنگ و سرناست
  8. 8 بر خاک چو نام او نویسیم·هر پاره خاک حور و حوراست
  9. 9 بر آتش از او فسون بخوانیم·زو آتش تیزاب سیماست
  10. 10 قصه چه کنم که بر عدم نیز·نامش چو بریم هستی افزاست
  11. 11 آن نکته که عشق او در آن جاست·پرمغزتر از هزار جوزاست
  12. 12 وان لحظه که عشق روی بنمود·این‌ها همه از میانه برخاست
  13. 13 خامش که تمام ختم گشته‌ست·کلی مراد حق تعالاست

ganjoor: sh364 · public domain