シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 39› 対句 7 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۹
- دستگه و پیشه تو را دانش و اندیشه تو را شیر تو را بیشه تو را آهوی تاتار مرا
G39:7
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 آه که آن صدر سرا میندهد بار مرا·مینکند محرم جان محرم اسرار مرا
- 2 نغزی و خوبی و فرش آتش تیز نظرش·پرسش همچون شکرش کرد گرفتار مرا
- 3 گفت مرا مهر تو کو رنگ تو کو فر تو کو·رنگ کجا ماند و بو ساعت دیدار مرا
- 4 غرقه جوی کرمم بنده آن صبحدمم·کان گل خوش بوی کشد جانب گلزار مرا
- 5 هر که به جوبار بود جامه بر او بار بود·چند زیانست و گران خرقه و دستار مرا
- 6 ملکت و اسباب کز این ماه رخان شکرین·هست به معنی چو بود یار وفادار مرا
- 7 دستگه و پیشه تو را دانش و اندیشه تو را·شیر تو را بیشه تو را آهوی تاتار مرا
- 8 نیست کند هست کند بیدل و بیدست کند·باده دهد مست کند ساقی خمار مرا
- 9 ای دل قلاش مکن فتنه و پرخاش مکن·شهره مکن فاش مکن بر سر بازار مرا
- 10 گر شکند پند مرا زفت کند بند مرا·بر طمع ساختن یار خریدار مرا
- 11 بیش مزن دم ز دوی دو دو مگو چون ثنوی·اصل سبب را بطلب بس شد از آثار مرا
ganjoor: sh39 · public domain