シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 393 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۳۹۳

  1. ای بجسته کام دل اندر جهان آب و گل می‌دوانی سوی آن جو کاندر آن جو آب نیست

G393:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 جمع باشید ای حریفان زانک وقت خواب نیست·هر حریفی کو بخسبد والله از اصحاب نیست
  2. 2 روی بستان را نبیند راه بستان گم کند·هر که او گردان و نالان شیوه دولاب نیست
  3. 3 ای بجسته کام دل اندر جهان آب و گل·می‌دوانی سوی آن جو کاندر آن جو آب نیست
  4. 4 ز آسمان دل برآ ماها و شب را روز کن·تا نگوید شب روی کامشب شب مهتاب نیست
  5. 5 بی خبر بادا دل من از مکان و کان او·گر دلم لرزان ز عشقش چون دل سیماب نیست

ganjoor: sh393 · public domain