シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 403 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۴۰۳

  1. سال‌ها شد تا که بیرون درت چون حلقه‌ایم بر در تو حلقه بودن هیچ عاری هست نیست

G403:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 گر تو پنداری به حسن تو نگاری هست نیست·ور تو پنداری مرا بی‌تو قراری هست نیست
  2. 2 ور تو گویی چرخ می‌گردد به کار نیک و بد·چرخ را جز خدمت خاک تو کاری هست نیست
  3. 3 سال‌ها شد تا که بیرون درت چون حلقه‌ایم·بر در تو حلقه بودن هیچ عاری هست نیست
  4. 4 بر در اندیشه ترسان گشته‌ایم از هر خیال·خواجه را این جا خیالی هست آری هست نیست
  5. 5 ای دل جاسوس من در پیش کیکاووس من·جز صلاح الدین ز دل‌ها هوشیاری هست نیست

ganjoor: sh403 · public domain