シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 419 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۴۱۹

  1. هر لبی را که ببوسید نشان‌ها دارد که ز شیرینی آن لب بشکافید و بکفت

G419:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 بوسه‌ای داد مرا دلبر عیار و برفت·چه شدی چونک یکی داد بدادی شش و هفت
  2. 2 هر لبی را که ببوسید نشان‌ها دارد·که ز شیرینی آن لب بشکافید و بکفت
  3. 3 یک نشان آنک ز سودای لب آب حیات·هر زمانی بزند عشق هزار آتش و نفت
  4. 4 یک نشان دگر آن است که تن نیز چو دل·می‌دود در پی آن بوسه به تعجیل و به تفت
  5. 5 تنگ و لاغر گردد به مثال لب دوست·چه عجب لاغری از آتش معشوقه زفت

ganjoor: sh419 · public domain