シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 421 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۴۲۱

  1. بند این جام جفا جام وفا را برگیر تا نگویند که ساقی ز وفا برگشته‌ست

G421:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ساقیا این می از انگور کدامین پُشته‌ست·که دل و جان حریفان ز خمار آغشته‌ست
  2. 2 خم پیشین بگشا و سر این خم بربند·که چو زهرست نشاط همگان را کشته‌ست
  3. 3 بند این جام جفا جام وفا را برگیر·تا نگویند که ساقی ز وفا برگشته‌ست
  4. 4 درده آن باده اول که مبارک باده‌ست·مگسل آن رشتهٔ اول که مبارک رشته‌ست
  5. 5 صد شکوفه ز یکی جرعه بر این خاک ز چیست·تا چه عشق‌ست که اندر دل ما بسرشته‌ست
  6. 6 بر در خانهٔ دل این لگد سخت مزن·هان که ویران شود این خانهٔ دل یک خشته‌ست
  7. 7 باده‌ای ده که بدان باده بلا واگردد·مجلسی ده پر از آن گل که خدایش کشته‌ست
  8. 8 تا همه مست شویم و ز طرب سجده کنیم·پیش نقشی که خدایش به خودی بنوشته‌ست

ganjoor: sh421 · public domain