シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 430 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۴۳۰

  1. من چرا گِردِ جهان گَردَم چو دوست دَر میانِ جانِ شیرینِ منست

G430:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 گُم شدن در گُم شدن دینِ منست·نیستی در هست آیینِ منست
  2. 2 تا پیاده می‌روم دَر کویِ دوست·سبزْ خِنگِ چرخ دَر زینِ منست
  3. 3 چون به یک دَم صَد جهان واپَس کنم·بنگرم، گامِ نَخُستینِ منست
  4. 4 من چرا گِردِ جهان گَردَم چو دوست·دَر میانِ جانِ شیرینِ منست
  5. 5 شمسِ تبریزی که فَخرِ اولیاست·«سینِ» دَندان‌هاش «یاسینِ» منست

ganjoor: sh430 · public domain