シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 448› 対句 6 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۴۴۸
- ای آنک بادههای لبش را تو منکری در چشم من نگر که پر از می چو ساغرست
G448:6
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 امروز روز نوبت دیدار دلبرست·امروز روز طالع خورشید اکبرست
- 2 دی یار قهرباره و خون خواره بود لیک·امروز لطف مطلق و بیچاره پرورست
- 3 از حور و ماه و روح و پری هیچ دم مزن·کانها به او نماند او چیز دیگرست
- 4 هر کس که دید چهره او نشد خراب·او آدمی نباشد او سنگ مرمرست
- 5 هر مؤمنی که ز آتش او باخبر بود·در چشم صادقان ره عشق کافرست
- 6 ای آنک بادههای لبش را تو منکری·در چشم من نگر که پر از می چو ساغرست
- 7 زد حلقه روح قدس مه من بگفت کیست·آواز داد او که کمین بنده بر درست
- 8 گفتا که با تو کیست بگفت او که عشق تو·گفتا کجا است عشق بگفت اندر این برست
- 9 ای سیمبر به من نظری کن زکات حسن·کاین چشم من پر از در و رخسار از زرست
- 10 گفت از شکاف در تو به من درنگر از آنک·دستیم بر در تو و دستیم بر سرست
- 11 گفتا که ذره ذره جهان عاشق منند·رو رو که این متاع بر ما محقرست
- 12 پیش آ تو شمس مفخر تبریز شاه عشق·کاین قصه پرآتش از حرف برترست
ganjoor: sh448 · public domain