シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 451› 対句 9 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۴۵۱
- ای جان چار عنصر عالم جمال تو بر آب و باد و آتش و غبرا مبارکست
G451:9
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 پنهان مشو که روی تو بر ما مبارکست·نظاره تو بر همه جانها مبارکست
- 2 یک لحظه سایه از سر ما دورتر مکن·دانستهای که سایه عنقا مبارکست
- 3 ای نوبهار حسن بیا کان هوای خوش·بر باغ و راغ و گلشن و صحرا مبارکست
- 4 ای صد هزار جان مقدس فدای او·کآید به کوی عشق که آن جا مبارکست
- 5 سودایییم از تو و بطال و کو به کو·ما را چنین بطالت و سودا مبارکست
- 6 ای بستگان تن به تماشای جان روید·کآخر رسول گفت تماشا مبارکست
- 7 هر برگ و هر درخت رسولیست از عدم·یعنی که کشتهای مصفا مبارکست
- 8 چون برگ و چون درخت بگفتند بیزبان·بی گوش بشنوید که اینها مبارکست
- 9 ای جان چار عنصر عالم جمال تو·بر آب و باد و آتش و غبرا مبارکست
- 10 یعنی که هر چه کاری آن گم نمیشود·کس تخم دین نکارد الا مبارکست
- 11 سجده برم که خاک تو بر سر چو افسرست·پا درنهم که راه تو بر پا مبارکست
- 12 میآیدم به چشم همین لحظه نقش تو·والله خجسته آمد و حقا مبارکست
- 13 نقشی که رنگ بست از این خاک بیوفاست·نقشی که رنگ بست ز بالا مبارکست
- 14 بر خاکیان جمال بهاران خجستهست·بر ماهیان طپیدن دریا مبارکست
- 15 آن آفتاب کز دل در سینهها بتافت·بر عرش و فرش و گنبد خضرا مبارکست
- 16 دل را مجال نیست که از ذوق دم زند·جان سجده میکند که خدایا مبارکست
- 17 هر دل که با هوای تو امشب شود حریف·او را یقین بدان تو که فردا مبارکست
- 18 بفزا شراب خامش و ما را خموش کن·کاندر درون نهفتن اشیاء مبارکست
ganjoor: sh451 · public domain