シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 464› 対句 9 ← 前へ
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۴۶۴
- از سوی تبریز تافت شمس حق و گفتمش نور تو هم متصل با همه و هم جداست
G464:9
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 نوبت وصل و لقاست نوبت حشر و بقاست·نوبت لطف و عطاست بحر صفا در صفاست
- 2 درج عطا شد پدید غره دریا رسید·صبح سعادت دمید صبح چه نور خداست
- 3 صورت و تصویر کیست این شه و این میر کیست·این خرد پیر کیست این همه روپوشهاست
- 4 چاره روپوشها هست چنین جوشها·چشمه این نوشها در سر و چشم شماست
- 5 در سر خود پیچ لیک هست شما را دو سر·این سر خاک از زمین وان سر پاک از سماست
- 6 ای بس سرهای پاک ریخته در پای خاک·تا تو بدانی که سر زان سر دیگر به پاست
- 7 آن سر اصلی نهان وان سر فرعی عیان·دانک پس این جهان عالم بیمنتهاست
- 8 مشک ببند ای سقا مینبرد خنب ما·کوزه ادراکها تنگ از این تنگناست
- 9 از سوی تبریز تافت شمس حق و گفتمش·نور تو هم متصل با همه و هم جداست
ganjoor: sh464 · public domain