シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 465 対句 3 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۴۶۵

  1. پر به ملک برزنم چون پر و بالم از اوست سر به فلک برزنم چون سر و دستارم اوست

G465:3

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 کار ندارم جز این کارگه و کارم اوست·لاف زنم لاف لاف چونک خریدارم اوست
  2. 2 طوطی گویا شدم چون شکرستانم اوست·بلبل بویا شدم چون گل و گلزارم اوست
  3. 3 پر به ملک برزنم چون پر و بالم از اوست·سر به فلک برزنم چون سر و دستارم اوست
  4. 4 جان و دلم ساکنست زانک دل و جانم اوست·قافله‌ام ایمنست قافله سالارم اوست
  5. 5 بر مثل گلستان رنگرزم خم اوست·بر مثل آفتاب تیغ گهردارم اوست
  6. 6 خانه جسمم چرا سجده گه خلق شد·زانک به روز و به شب بر در و دیوارم اوست
  7. 7 دست به دست جز او می‌نسپارد دلم·زانک طبیب غم این دل بیمارم اوست
  8. 8 بر رخ هر کس که نیست داغ غلامی او·گر پدر من بود دشمن و اغیارم اوست
  9. 9 ای که تو مفلس شدی سنگ به دل برزدی·صله ز من خواه زانک مخزن و انبارم اوست
  10. 10 شاه مرا خوانده است چون نروم پیش شاه·منکر او چون شوم چون همه اقرارم اوست
  11. 11 گفت خمش چند چند لاف تو و گفت تو·من چه کنم ای عزیز گفتن بسیارم اوست

ganjoor: sh465 · public domain