シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 466 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۴۶۶

  1. پوست رها کن چو مار سر تو برآور ز یار مغز نداری مگر تا کی از این پوست پوست

G466:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 باز درآمد به بزم مجلسیان دوست دوست·گرچه غلط می‌دهد نیست غلط اوست اوست
  2. 2 گاه خوش خوش شود گه همه آتش شود·تعبیه‌های عجب یار مرا خوست خوست
  3. 3 نقش وفا وی کند پشت به ما کی کند·پشت ندارد چو شمع او همگی روست روست
  4. 4 پوست رها کن چو مار سر تو برآور ز یار·مغز نداری مگر تا کی از این پوست پوست
  5. 5 هر کی به جد تمام در هوس ماست ماست·هر کی چو سیل روان در طلب جوست جوست
  6. 6 از هوس عشق او باغ پر از بلبل‌ست·وز گل رخسار او مغز پر از بوست بوست
  7. 7 مفخر تبریزیان شمس حق آگه بود·کز غم عشق این تنم بر مثل موست موست

ganjoor: sh466 · public domain