シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 474 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۴۷۴

  1. به گرد سنبل تو جان‌ها چو مور و ملخ که تا ز خرمن لطفت برند جمله زکات

G474:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ز عشق روی تو روشن دل بنین و بنات·بیا که از تو شود سیئاتهم حسنات
  2. 2 خیال تو چو درآید به سینه عاشق·درون خانه تن پر شود چراغ حیات
  3. 3 دود به پیش خیالت خیال‌های دگر·چنانک خاطر زندانیان به بانگ نجات
  4. 4 به گرد سنبل تو جان‌ها چو مور و ملخ·که تا ز خرمن لطفت برند جمله زکات
  5. 5 به مرده‌ای نگری صد هزار زنده شود·خنک کسی که از آن یک نظر بیافت برات
  6. 6 زهی شهی که شهان بر بساط شطرنجت·به خانه خانه دوند از گریزخانه مات
  7. 7 کدام صبح که عشقت پیاله‌ای آرد·ز خواب برجهد این بخت خفته گویدهات
  8. 8 فرودود ز فلک مه به بوی این باده·بگویدم که مرا نیز گویمش هیهات
  9. 9 طرب که از تو نباشد بیات می‌گردد·بیار جام که جان آمدم ز عشق بیات
  10. 10 به پیش دیده من باش تا تو را بینم·که سیر می‌نشود دیده من از آیات
  11. 11 ندانم از سرمستیست شمس تبریزی·که بر لبت زده‌ام بوسه‌ها و یا بر پات

ganjoor: sh474 · public domain