シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 480 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۴۸۰

  1. کدام حسن و جمالی که آن نه عکس تو است کدام شاه و امیری که او گدای تو نیست

G480:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 به حق آن که در این دل به جز ولای تو نیست·ولی او نشوم کو ز اولیای تو نیست
  2. 2 مباد جانم بی‌غم اگر فدای تو نیست·مباد چشمم روشن اگر سقای تو نیست
  3. 3 وفا مباد امیدم اگر به غیر تو است·خراب باد وجودم اگر برای تو نیست
  4. 4 کدام حسن و جمالی که آن نه عکس تو است·کدام شاه و امیری که او گدای تو نیست
  5. 5 رضا مده که دلم کام دشمنان گردد·ببین که کام دل من به جز رضای تو نیست
  6. 6 قضا نتانم کردن دمی که بی‌تو گذشت·ولی چه چاره که مقدور جز قضای تو نیست
  7. 7 دلا بباز تو جان را بر او چه می‌لرزی·بر او ملرز فدا کن چه شد خدای تو نیست
  8. 8 ملرز بر خود تا بر تو دیگران لرزند·به جان تو که تو را دشمنی ورای تو نیست

ganjoor: sh480 · public domain