シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 485 対句 10 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۴۸۵

  1. ندا همی‌رسدم از نقیب حکم ازل که گرد خویش مجو کاین سبب نه زاکنون‌ست

G485:10

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 سه روز شد که نگارین من دگرگون‌ست·شکر ترش نبود آن شکر ترش چون‌ست
  2. 2 به چشمه‌ای که در او آب زندگانی بود·سبو ببردم و دیدم که چشمه پرخون‌ست
  3. 3 به روضه‌ای که در او صد هزار گل می‌رست·به جای میوه و گل خار و سنگ و هامون‌ست
  4. 4 فسون بخوانم و بر روی آن پری بدمم·از آنک کار پری‌خوان همیشه افسون‌ست
  5. 5 پری من به فسون‌ها زبون شیشه نشد·که کار او ز فسون و فسانه بیرون‌ست
  6. 6 میان ابروی او خشم‌های دیرینه‌ست·گره در ابروی لیلی هلاک مجنون‌ست
  7. 7 بیا بیا که مرا بی‌تو زندگانی نیست·ببین ببین که مرا بی‌تو چشم جیحون‌ست
  8. 8 به حق روی چو ماهت که چشم روشن کن·اگر چه جرم من از جمله خلق افزون‌ست
  9. 9 به گرد خویش برآید دلم که جرمم چیست·از آنک هر سببی با نتیجه مقرون‌ست
  10. 10 ندا همی‌رسدم از نقیب حکم ازل·که گرد خویش مجو کاین سبب نه زاکنون‌ست
  11. 11 خدای بخشد و گیرد بیارد و ببرد·که کار او نه به میزان عقل موزون‌ست
  12. 12 بیا بیا که هم اکنون به لطف کن فیکون·بهشت در بگشاید که غیر ممنون‌ست
  13. 13 ز عین خار ببینی شکوفه‌های عجیب·ز عین سنگ ببینی که گنج قارون‌ست
  14. 14 که لطف تا ابد‌ست و از آن هزار کلید·نهان میانه کاف و سفینهٔ نون‌ست

ganjoor: sh485 · public domain