シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 490› 対句 3 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۴۹۰
- ز پیش آب و گل من بدید روح تو را خرد بگفت که سجده کنش که او شه توست
G490:3
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 مرا چو زندگی از یاد روی چون مه توست·همیشه سجده گهم آستان خرگه توست
- 2 به هر شبی کشدم تا به روز زنده کند·نوای آن سگ کو پاسبان درگه توست
- 3 ز پیش آب و گل من بدید روح تو را·خرد بگفت که سجده کنش که او شه توست
- 4 سجود کرد و در آن سجده ماند تا به ابد·نهاده روی بر آن خاک خوش که او ره توست
- 5 چه باشدت اگر این شوره خاک را که منم·به نعل بازنوازی که آن گذرگه توست
- 6 ایا دو دیده تبریز شمس دین به حق·تو کهربای دلی دل به عاشقی که توست
ganjoor: sh490 · public domain