シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 492› 対句 7 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۴۹۲
- درخت وار چرا شاخ شاخ وسوسهای یگانه باش چو بیخ و یگانه را چه شدست
G492:7
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 ز دام چند بپرسی و دانه را چه شدست·به بام چند برآیی و خانه را چه شدست
- 2 فسرده چند نشینی میان هستی خویش·تنور آتش عشق و زبانه را چه شدست
- 3 بگرد آتش عشقش ز دور میگردی·اگر تو نقره صافی میانه را چه شدست
- 4 ز دردی غم و اندیشه سیر چون نشوی·جمال یار و شراب مغانه را چه شدست
- 5 اگر چه سرد وجودیت گرم درپیچید·به ره کنش به بهانه بهانه را چه شدست
- 6 شکایت ار ز زمانه کند بگو تو برو·زمانه بیتو خوشست و زمانه را چه شدست
- 7 درخت وار چرا شاخ شاخ وسوسهای·یگانه باش چو بیخ و یگانه را چه شدست
- 8 در آن ختن که در او شخص هست و صورت نیست·مگو فلان چه کس است و فلانه را چه شدست
- 9 نشان عشق شد این دل ز شمس تبریزی·ببین ز دولت عشقش نشانه را چه شدست
ganjoor: sh492 · public domain