シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 502› 対句 5 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۵۰۲
- جمع شد آفتاب و مه این دم وقت افسانه پریشان نیست
G502:5
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 اندرآ عیش بیتو شادان نیست·کیست کو بنده تو از جان نیست
- 2 ای تو در جان چو جان ما در تن·سخت پنهان ولیک پنهان نیست
- 3 دست بر هر کجا نهی جانست·دست بر جان نهادن آسان نیست
- 4 جان که صافی شدست در قالب·جز که آیینه دار جانان نیست
- 5 جمع شد آفتاب و مه این دم·وقت افسانه پریشان نیست
- 6 مستی افزون شدست و میترسم·کاین سخن را مجال جولان نیست
- 7 دست نه بر دهان من تا من·آن نگویم چو گفت را آن نیست
ganjoor: sh502 · public domain