シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 509 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۵۰۹

  1. اشتر دیوانه سرمست من سلسله عقل دریدن گرفت

G509:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 مرغ دلم باز پریدن گرفت·طوطی جان قند چریدن گرفت
  2. 2 اشتر دیوانه سرمست من·سلسله عقل دریدن گرفت
  3. 3 جرعه آن باده بی‌زینهار·بر سر و بر دیده دویدن گرفت
  4. 4 شیر نظر با سگ اصحاب کهف·خون مرا باز خوریدن گرفت
  5. 5 باز در این جوی روان گشت آب·بر لب جو سبزه دمیدن گرفت
  6. 6 باد صبا باز وزان شد به باغ·بر گل و گلزار وزیدن گرفت
  7. 7 عشق فروشید به عیبی مرا·سوخت دلش بازخریدن گرفت
  8. 8 راند مرا رحمتش آمد بخواند·جانب ما خوش نگریدن گرفت
  9. 9 دشمن من دید که با دوستم·او ز حسد دست گزیدن گرفت
  10. 10 دل برهید از دغل روزگار·در بغل عشق خزیدن گرفت
  11. 11 ابروی غماز اشارت کنان·جانب آن چشم خمیدن گرفت
  12. 12 عشق چو دل را به سوی خویش خواند·دل ز همه خلق رمیدن گرفت
  13. 13 خلق عصااند عصا را فکند·قبضه هر کور که دیدن گرفت
  14. 14 خلق چو شیرند رها کرد شیر·طفل که او لوت کشیدن گرفت
  15. 15 روح چو بازیست که پران شود·کز سوی شه طبل شنیدن گرفت
  16. 16 بس کن زیرا که حجاب سخن·پرده به گرد تو تنیدن گرفت

ganjoor: sh509 · public domain