シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 562› 対句 6 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۵۶۲
- برآمد آفتاب جان که خیزید ای گران جانان که گر بر کوه برتابم کمین ذرات من گردد
G562:6
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 خیال ترک من هر شب صفات ذات من گردد·که نفی ذات من در وی همی اثبات من گردد
- 2 ز حرف عین چشم او ز ظرف جیم گوش او·شه شطرنج هفت اختر به حرفی مات من گردد
- 3 اگر زان سیب بن سیبی شکافم حوریی زاید·که عالم را فروگیرد رز و جنات من گردد
- 4 وگر مصحف به کف گیرم ز حیرت افتد از دستم·رخش سرعشر من خواند لبش آیات من گردد
- 5 جهان طورست و من موسی که من بیهوش و او رقصان·ولیکن این کسی داند که بر میقات من گردد
- 6 برآمد آفتاب جان که خیزید ای گران جانان·که گر بر کوه برتابم کمین ذرات من گردد
- 7 خمش چندان بنالیدم که تا صد قرن این عالم·در این هیهای من پیچد بر این هیهات من گردد
ganjoor: sh562 · public domain