シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 567 対句 16 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۵۶۷

  1. زند آتش در این بیشه که بگریزند نخجیران ز آتش هر که نگریزد چو ابراهیم ما باشد

G567:16

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 نباشد عیب پرسیدن تو را خانه کجا باشد·نشانی ده اگر یابیم وان اقبال ما باشد
  2. 2 تو خورشید جهان باشی ز چشم ما نهان باشی·تو خود این را روا داری وانگه این روا باشد
  3. 3 نگفتی من وفادارم وفا را من خریدارم·ببین در رنگ رخسارم بیندیش این وفا باشد
  4. 4 بیا ای یار لعلین لب دلم گم گشت در قالب·دلم داغ شما دارد یقین پیش شما باشد
  5. 5 در این آتش کبابم من خراب اندر خرابم من·چه باشد ای سر خوبان تنی کز سر جدا باشد
  6. 6 دل من در فراق جان چو ماری سرزده پیچان·بگرد نقش تو گردان مثال آسیا باشد
  7. 7 بگفتم ای دل مسکین بیا بر جای خود بنشین·حذر کن ز آتش پرکین دل من گفت تا باشد
  8. 8 فروبستست تدبیرم بیا ای یار شبگیرم·بپرس از شاه کشمیرم کسی را کاشنا باشد
  9. 9 خود او پیدا و پنهانست جهان نقش است و او جانست·بیندیش این چه سلطانست مگر نور خدا باشد
  10. 10 خروش و جوش هر مستی ز جوش خم می باشد·سبکساری هر آهن ز تو آهن ربا باشد
  11. 11 خریدی خانه دل را دل آن توست می‌دانی·هر آنچ هست در خانه از آن کدخدا باشد
  12. 12 قماشی کان تو نبود برون انداز از خانه·درون مسجد اقصی سگ مرده چرا باشد
  13. 13 مسلم گشت دلداری تو را ای تو دل عالم·مسلم گشت جان بخشی تو را وان دم تو را باشد
  14. 14 که دریا را شکافیدن بود چالاکی موسی·قبای مه شکافیدن ز نور مصطفی باشد
  15. 15 برآرد عشق یک فتنه که مردم راه کُه گیرد·به شهر اندر کسی ماند که جویای فنا باشد
  16. 16 زند آتش در این بیشه که بگریزند نخجیران·ز آتش هر که نگریزد چو ابراهیم ما باشد
  17. 17 خمش کوته کن ای خاطر که علم اول و آخر·بیان کرده بود عاشق چو پیش شاه لا باشد

ganjoor: sh567 · public domain