シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 574 対句 5 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۵۷۴

  1. چو هفت صد پرده‌ی دل را به نور خود بدراند ز عرشش این ندا آید بنامیزد بنامیزد

G574:5

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزد·قیامت‌های پرآتش ز هر سویی برانگیزد
  2. 2 دلی خواهیم چون دوزخ که دوزخ را فروسوزد·دو صد دریا بشوراند ز موج بحر نگریزد
  3. 3 ملک‌ها را چه مندیلی به دست خویش درپیچد·چراغ لایزالی را چو قندیلی درآویزد
  4. 4 چو شیری سوی جنگ آید دل او چون نهنگ آید·به جز خود هیچ نگذارد و با خود نیز بستیزد
  5. 5 چو هفت صد پرده‌ی دل را به نور خود بدراند·ز عرشش این ندا آید بنامیزد بنامیزد
  6. 6 چو او از هفتمین دریا به کوه قاف رو آرد·از آن دریا چه گوهرها کنار خاک درریزد

ganjoor: sh574 · public domain