シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 576 対句 5 ← 前へ

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۵۷۶

  1. صلاح الدین به صید آمد همه شیران بود صیدش غلام او کسی باشد‌، که از دو کون حر باشد

G576:5

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 دل من چون صدف باشد‌، خیال دوست دُر باشد·کنون من هم نمی‌گنجم‌، کز او این خانه پر باشد
  2. 2 ز شیرینی‌ حدیثش‌ شب‌، شکافیده‌ست جان را لب·عجب دارم که می‌گوید‌؟ حدیث حق مر باشد
  3. 3 غذاها از برون آید‌، غذای عاشق از باطن·برآرد از خود و خاید‌، که عاشق چون شتر باشد
  4. 4 سبک‌رو همچو پریان شو‌، ز جسم خویش عریان شو·مسلّم نیست عریانی‌، مر آن کس را که عُر باشد
  5. 5 صلاح الدین به صید آمد همه شیران بود صیدش·غلام او کسی باشد‌، که از دو کون حر باشد

ganjoor: sh576 · public domain