シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 590 対句 7 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۵۹۰

  1. دو سه سطرست که می‌خوانی ز سر تا پا و پا تا سر دگر کاری نداری تو وگر نه پا و سر چه بود

G590:7

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 سر از بهر هوس باید چو خالی گشت سر چه بود·چو جان بهر نظر باشد روان بی‌نظر چه بود
  2. 2 نظر در روی شه باید چو آن نبود چه را شاید·سفر از خویشتن باید چو با خویشی سفر چه بود
  3. 3 مرا پرسید صفرایی که گر مرد شکرخایی·کمر بندم چو نی پیشت اگر گویی شکر چه بود
  4. 4 بگفتم بهترین چیزی ولیکن پیش غیر تو·که تو ابله شکر بینی و گویی زین بتر چه بود
  5. 5 ازیرا اصل جسم تو ز زهر قاتل افتادست·سقر بودست اصل تو نداند جز سقر چه بود
  6. 6 جهان و عقل کلی را ز عقل جزو چون بینی·در آن دریای خون آشام عقل مختصر چه بود
  7. 7 دو سه سطرست که می‌خوانی ز سر تا پا و پا تا سر·دگر کاری نداری تو وگر نه پا و سر چه بود
  8. 8 چو کور افتاد چشم دل چو گوش از ثقل شد پرگل·به غیر خانه وسواس جای کور و کر چه بود

ganjoor: sh590 · public domain