シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 603 対句 11 ← 前へ

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۶۰۳

  1. شمس‌الحق تبریزی، خورشیدِ وجود آمد کآن چرخ چه چرخ است آن، کآن‌جا سَیَران دارد؟

G603:11

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 گویند به بَلاساغون، تُرکی دو کمان دارد·وَر زآن‌دو یکی کم شد، ما را چه زیان دارد؟
  2. 2 ای در غم بیهوده، از بوده و نابوده·کاین کیسه‌ی زَر دارد، وآن کاسه و خوان دارد
  3. 3 در شام اگر میری، زینی به کسی بخشد·جانت ز حسد این‌جا، رنج خفقان دارد
  4. 4 جز غمزه‌ی چشم شه، جز غصه‌ی خشم شه·والله که نیندیشد، هر زنده که جان دارد
  5. 5 دیوانه کنم خود را، تا هرزه نیندیشم·دیوانه من از اَصلم، ای آنک عیان دارد
  6. 6 چون عقل ندارم من، پیش آ که توی عقلم·تو عقل بسی آن را، کاو چون تو شَبان دارد
  7. 7 گر طاعتِ کم دارم، تو طاعت و خیرِ من·آن را که توی طاعت، از خوف امان دارد
  8. 8 ای کوزه‌گر صورت، مفروش مرا کوزه·کوزه چه کند آن‌کس، کاو جوی روان دارد؟
  9. 9 تو وقف کنی خود را، بر وقفِ یکی مُرده·من وقف کسی باشم، کاو جان و جهان دارد
  10. 10 تو نیز بیا یارا، تا یار شَوی ما را·زیرا که ز جانِ ما، جانِ تو نشان دارد
  11. 11 شمس‌الحق تبریزی، خورشیدِ وجود آمد·کآن چرخ چه چرخ است آن، کآن‌جا سَیَران دارد؟

ganjoor: sh603 · public domain