シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 605 対句 10 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۶۰۵

  1. آن خر به مثال جو در زر فکند خود را غافل بود از شاهی کز سنگ گهر سازد

G605:10

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ای دوست شکر خوشتر یا آنک شکر سازد·ای دوست قمر خوشتر یا آنک قمر سازد
  2. 2 بگذار شکرها را بگذار قمرها را·او چیز دگر داند او چیز دگر سازد
  3. 3 در بحر عجایب‌ها باشد به جز از گوهر·اما نه چو سلطانی کو بحر و درر سازد
  4. 4 جز آب دگر آبی از نادره دولابی·بی شبهه و بی‌خوابی او قوت جگر سازد
  5. 5 بی عقل نتان کردن یک صورت گرمابه·چون باشد آن علمی کو عقل و خبر سازد
  6. 6 بی علم نمی‌تانی کز پیه کشی روغن·بنگر تو در آن علمی کز پیه نظر سازد
  7. 7 جان‌ها است برآشفته ناخورده و ناخفته·از بهر عجب بزمی کو وقت سحر سازد
  8. 8 ای شاد سحرگاهی کان حسرت هر ماهی·بر گرد میان من دو دست کمر سازد
  9. 9 می‌خندد این گردون بر سبلت آن مفتون·خود را پی دو سه خر آن مسخره خر سازد
  10. 10 آن خر به مثال جو در زر فکند خود را·غافل بود از شاهی کز سنگ گهر سازد
  11. 11 بس کردم و بس کردم من ترک نفس کردم·خود گوید جانانی کز گوش بصر سازد

ganjoor: sh605 · public domain