シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 607 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · G607 · 8 対句

غزل شمارهٔ ۶۰۷

各対句のページで、その翻訳、解説、難解語を読めます。

  1. G607:1 ای دل به غمش ده جان یعنی بنمی ارزد؟!بی سر شو و بی‌سامان یعنی بنمی ارزد؟!
  2. G607:2 چون لعل لبش دیدی یک بوسه بدزدیدیبرخیز ز لعل و کان یعنی بنمی ارزد؟!
  3. G607:3 در عشق چنان چوگان می‌باش به سر گردانچون گوی در این میدان یعنی بنمی ارزد؟!
  4. G607:4 بی پا شد و بی‌سر شد تا مرد قلندر شدشاباش زهی ارزان یعنی بنمی ارزد
  5. G607:5 چون آتش نو کردی عقلم به گرو کردیخاک توام ای سلطان یعنی بنمی ارزد؟!
  6. G607:6 بر عشق گذشتم من قربان تو گشتم منآن عید بدین قربان یعنی بنمی ارزد؟!
  7. G607:7 چون مردم دیوانه ویران کنم این خانهآن وصل بدین هجران یعنی بنمی ارزد؟!
  8. G607:8 تا دل به قمر دادم از گردش او شادمچون چرخ شدم گردان یعنی بنمی ارزد؟!

ganjoor: sh607 · public domain