シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 61› 対句 2 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۶۱
- منم ناکام کام تو برای صید و دام تو گهی بر رکن بام تو گهی بگرفته صحرا را
G61:2
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را·تقاضایی نهادستی در این جذبه دل ما را
- 2 منم ناکام کام تو برای صید و دام تو·گهی بر رکن بام تو گهی بگرفته صحرا را
- 3 چه داند دام بیچاره فریب مرغ آواره·چه داند یوسف مصری نتیجه شور و غوغا را
- 4 گریبان گیر و این جا کش کسی را که تو خواهی خوش·که من دامم تو صیادی چه پنهان صنعتی یارا
- 5 چو شهر لوط ویرانم چو چشم لوط حیرانم·سبب خواهم که واپرسم ندارم زهره و یارا
- 6 اگر عطار عاشق بد سنایی شاه و فایق بد·نه اینم من نه آنم من که گم کردم سر و پا را
- 7 یکی آهم کز این آهم بسوزد دشت و خرگاهم·یکی گوشم که من وقفم شهنشاه شکرخا را
- 8 خمش کن در خموشی جان کشد چون کهربا آن را·که جانش مستعد باشد کشاکشهای بالا را
ganjoor: sh61 · public domain