シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 616 対句 4 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۶۱۶

  1. خرقه غم و شادی را دانی که که می‌دوزد وین خرقه ز دوزنده خود را چه جدا داند

G616:4

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 چونی و چه باشد چون تا قدر تو را داند·جز پادشه بی‌چون قدر تو کجا داند
  2. 2 عالم ز تو پرنور‌ست ای دلبر دور از تو·حق تو زمین داند یا چرخ سما داند
  3. 3 این پرده نیلی را بادی‌ست که جنباند·این باد هوایی نی بادی که خدا داند
  4. 4 خرقه غم و شادی را دانی که که می‌دوزد·وین خرقه ز دوزنده خود را چه جدا داند
  5. 5 اندر دل آیینه دانی که چه می‌تابد·داند چه خیال است آن آن کس که صفا داند
  6. 6 شقه علم عالم هر چند که می‌رقصد·چشم تو علم بیند جان تو هوا داند
  7. 7 وان کس که هوا را هم داند که چه بیچاره‌ست·جز حضرت الاالله باقی همه لا داند
  8. 8 شمس الحق تبریزی این مکر که حق دارد·بی مهره تو جانم کی نرد دغا داند

ganjoor: sh616 · public domain