シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 634› 対句 3 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۶۳۴
- حکمی که کند یزدان راضی بود و شادان ور سر کشد از سلطان در حلق کنب بیند
G634:3
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 نک ماه رجب آمد تا ماه عجب بیند·وز سوختگان ره گرمی و طلب بیند
- 2 گر سجده کنان آید در امن و امان آید·ور بیادبی آرد سیلی و ادب بیند
- 3 حکمی که کند یزدان راضی بود و شادان·ور سر کشد از سلطان در حلق کنب بیند
- 4 گر درخور عشق آید خرم چو دمشق آید·ور دل ندهد دل را ویران چو حلب بیند
- 5 گوید چه سبب باشد آن خرم و این ویران·جان خضری باید تا جان سبب بیند
- 6 آمد شعبان عمدا از بهر برات ما·تا روزی و بیروزی از بخشش رب بیند
- 7 ماه رمضان آمد آن بند دهان آمد·زد بر دهن بسته تا لذت لب بیند
- 8 آمد قدح روزه بشکست قدحها را·تا منکر این عشرت بیباده طرب بیند
- 9 سغراق معانی را بر معده خالی زن·معشوقه خلوت را هم چشم عزب بیند
- 10 با غره دولت گو هم بگذرد این نوبت·چون بگذرد این نوبت هم نوبت تب بیند
- 11 نوبت بگذار و رو نوبت زن احمد شو·تا برف وجود تو خورشید عرب بیند
- 12 خامش کن و کمتر گو بسیار کسی گوید·کو جاه و هوا جوید تا نام و لقب بیند
ganjoor: sh634 · public domain