シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 638 対句 7 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۶۳۸

  1. چو آن چشمه بدیدیت چرا آب نگشتید چو آن خویش بدیدیت چرا خویش پسندید

G638:7

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 ملولان همه رفتند در خانه ببندید·بر آن عقل ملولانه همه جمع بخندید
  2. 2 به معراج برآیید چو از آل رسولید·رخ ماه ببوسید چو بر بام بلندید
  3. 3 چو او ماه شکافید شما ابر چرایید·چو او چست و ظریفست شما چون هلپندید
  4. 4 ملولان به چه رفتید که مردانه در این راه·چو فرهاد و چو شداد دمی کوه نکندید
  5. 5 چو مه روی نباشید ز مه روی متابید·چو رنجور نباشید سر خویش مبندید
  6. 6 چنان گشت و چنین گشت چنان راست نیاید·مدانید که چونید مدانید که چندید
  7. 7 چو آن چشمه بدیدیت چرا آب نگشتید·چو آن خویش بدیدیت چرا خویش پسندید
  8. 8 چو در کان نباتید ترش روی چرایید·چو در آب حیاتید چرا خشک و نژندید
  9. 9 چنین برمستیزید ز دولت مگریزید·چه امکان گریزست که در دام کمندید
  10. 10 گرفتار کمندید کز او هیچ امان نیست·مپیچید مپیچید بر استیزه مرندید
  11. 11 چو پروانه جانباز بسایید بر این شمع·چه موقوف رفیقید چه وابسته بندید
  12. 12 از این شمع بسوزید دل و جان بفروزید·تن تازه بپوشید چو این کهنه فکندید
  13. 13 ز روباه چه ترسید شما شیرنژادید·خر لنگ چرایید چو از پشت سمندید
  14. 14 همان یار بیاید در دولت بگشاید·که آن یار کلیدست شما جمله کلندید
  15. 15 خموشید که گفتار فروخورد شما را·خریدار چو طوطیست شما شکر و قندید

ganjoor: sh638 · public domain