シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 64 対句 1 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۶۴

  1. تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا؟ تو دیدی هیچ ماهی را که او شد سیر از این دریا؟

G64:1

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا؟·تو دیدی هیچ ماهی را که او شد سیر از این دریا؟
  2. 2 تو دیدی هیچ نقشی را که از نقاش بگریزد؟·تو دیدی هیچ وامق را که عذرا خواهد از عذرا؟
  3. 3 بود عاشق فراق اندر چو اسمی خالی از معنی·ولی معنی چو معشوقی فراغت دارد از اسما
  4. 4 توی دریا، منم ماهی، چنان دارم که می‌خواهی·بکن رحمت، بکن شاهی، که از تو مانده‌ام تنها
  5. 5 ایا شاهنشه قاهر! چه قحط رحمت‌ست آخر؟·دمی که تو نه‌ای حاضر گرفت آتش چنین بالا
  6. 6 اگر آتش تو را بیند چنان در گوشه بنشیند·کز آتش هر که گل چیند دهد آتش گل رعنا
  7. 7 عذاب‌ست این جهان بی تو، مبادا یک زمان بی تو·به جان تو که جان بی تو، شکنجه‌ست و بلا بر ما
  8. 8 خیالت همچو سلطانی، شد اندر دل خرامانی·چنانک آید سلیمانی، درون مسجد اقصی
  9. 9 هزاران مشعله بر شد، همه مسجد منور شد·بهشت و حوض کوثر شد، پر از رضوان پر از حورا
  10. 10 تعالی الله تعالی الله درون چرخ چندین مه·پر از حورست این خرگه نهان از دیدهٔ اعما
  11. 11 زهی دلشاد مرغی کو مقامی یافت اندر عشق·به کوه قاف کی یابد مقام و جای جز عنقا؟
  12. 12 زهی عنقای ربانی، شهنشه شمس تبریزی·که او شمسی‌ست نی شرقی و نی غربی و نی در جا

ganjoor: sh64 · public domain