シャムセ・タブリーズ詩集› 抒情詩 643› 対句 3 ← 前へ · 次へ →
シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۶۴۳
- من در عجب افتادم از آن قطب یگانه کز یک نظرش جمله وجودم همه جان کرد
G643:3
あなたの言語
この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:
ai-draft · gemini-2.5-pro
この対句の解説
まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:
抒情詩全体 ↗
- 1 در کوی خرابات مرا عشق کشان کرد·آن دلبر عیار مرا دید نشان کرد
- 2 من در پی آن دلبر عیار برفتم·او روی خود آن لحظه ز من باز نهان کرد
- 3 من در عجب افتادم از آن قطب یگانه·کز یک نظرش جمله وجودم همه جان کرد
- 4 ناگاه یک آهو به دو صد رنگ عیان شد·کز تابش حسنش مه و خورشید فغان کرد
- 5 آن آهوی خوش ناف به تبریز روان گشت·بغداد جهان را به بصیرت همدان کرد
- 6 آن کس که ورا کرد به تقلید سجودی·فرخنده و بگزیده و محبوب زمان کرد
- 7 آنها که بگفتند که ما کامل و فردیم·سرگشته و سودایی و رسوای جهان کرد
- 8 سلطان عرفناک بدش محرم اسرار·تا سر تجلی ازل جمله بیان کرد
- 9 شمس الحق تبریز چو بگشاد پر عشق·جبریل امین را ز پی خویش دوان کرد
ganjoor: sh643 · public domain