シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 649 対句 2 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۶۴۹

  1. چون باز که برباید مرغی به گه صید بربود مرا آن مه و بر چرخ دوان شد

G649:2

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 بر چرخ سحرگاه یکی ماه عیان شد·از چرخ فرود آمد و در ما نگران شد
  2. 2 چون باز که برباید مرغی به گه صید·بربود مرا آن مه و بر چرخ دوان شد
  3. 3 در خود چو نظر کردم خود را بندیدم·زیرا که در آن مه تنم از لطف چو جان شد
  4. 4 در جان چو سفر کردم جز ماه ندیدم·تا سر تجلّی ازل جمله بیان شد
  5. 5 نُه چرخ فلک جمله در آن ماه فروشد·کشتی وجودم همه در بحر نهان شد
  6. 6 آن بحر بزد موج و خرد باز برآمد·و آوازه درافکند چنین گشت و چنان شد
  7. 7 آن بحر کفی کرد و به هر پاره از آن کف·نقشی ز فلان آمد و جسمی ز فلان شد
  8. 8 هر پاره کف جسم کز آن بحر نشان یافت·در حال گدازید و در آن بحر روان شد
  9. 9 بی دولت مخدومی شمس‌الحق تبریز·نی ماه توان دیدن و نی بحر توان شد

ganjoor: sh649 · public domain