シャムセ・タブリーズ詩集 抒情詩 651 対句 10 ← 前へ · 次へ →

シャムセ・タブリーズ詩集 · غزل شمارهٔ ۶۵۱

  1. بی غازه و گلگونه گل آن رنگ کجا یافت کافروخته از پرده مستور برآمد

G651:10

あなたの言語

この言語での翻訳はまだありません — 抒情詩全体に対して一度に作成されます:

この対句の解説

まだ書かれていません — 抒情詩の文脈におけるこの対句の精読です:

抒情詩全体 ↗

  1. 1 مهتاب برآمد کلک از گور برآمد·وز ریگ سیه چرده سقنقور برآمد
  2. 2 آنک از قلمش موسی و عیسیست مصور·از نفخه او دمدمه صور برآمد
  3. 3 در هاون اقبال عنایت گهری کوفت·صد دیده حق بین ز دل کور برآمد
  4. 4 از تف بهاری چه خبر یافت دل خاک·کز خاک سیه قافله مور برآمد
  5. 5 از بحر عسل‌هاش چه دید آن دل زنبور·با مشک عسل گله زنبور برآمد
  6. 6 در مخزن او کرم ضعیفی به چه ره یافت·کز وی خز و ابریشم موفور برآمد
  7. 7 بی دیده و بی‌گوش صدف رزق کجا یافت·تا حاصل در گشت و چو گنجور برآمد
  8. 8 نرم آهن و سنگی سوی انوار چه ره یافت·کز آهن و سنگی علم نور برآمد
  9. 9 بنگر که ز گلزار چه گلزار بخندید·وز سرمه چون قیر چه کافور برآمد
  10. 10 بی غازه و گلگونه گل آن رنگ کجا یافت·کافروخته از پرده مستور برآمد
  11. 11 در دولت و در عزت آن شاه نکوکار·این لشگر بشکسته چه منصور برآمد
  12. 12 یک سیب بنی دیدم در باغ جمالش·هر سیب که بشکافت از او حور برآمد
  13. 13 چون حور برآمد ز دل سیب بخندید·از خنده او حاجت رنجور برآمد
  14. 14 این هستی و این مستی و این جنبش مستان·زان باده مدان کز دل انگور برآمد
  15. 15 شمس الحق تبریز چو این شور برانگیخت·از مشرق جان آن مه مشهور برآمد

ganjoor: sh651 · public domain